تبلیغات
مرجع مقالات دیپلماتیک - ریشه‌یابی تجزیه سودان

دوشنبه 20 دی 1389

ریشه‌یابی تجزیه سودان

   تهیه کننده: سعید عزیزی    موضوع :آفریقا ،


اگر عمر حسن البشیر رئیس‌جمهور سودان كه روزی با كودتا قدرت را در این كشور به دست گرفت (1989) كمی دوراندیشی داشت و كمی از انحصاری كردن قدرت دست می‌كشید، امروز مجبور نبود برای بقای همین حكومت لرزان بخشی از كشورش را بدهد. جدایی امروز جنوب سودان كه قرار است از طریق یك رفراندوم و تحت نظارت بین‌المللی تحقق یابد نتیجه روشن سیاست‌های یكجانبه‌گرایی و تك‌‌محوری حكومتی است كه هرچه پیشتر می‌رود از دوستانش كاسته و بر دشمنانش در داخل و خارج افزوده می‌شود.

سفر چند روز پیش بشیر به جوبا – مركز جنوب - در واقع یك سفر خداحافظی بود. هرچند او سعی كرد در این آخرین روزها یك بار دیگر مردم جنوب را به این تشویق كند كه همچنان با شمال وحدت داشته باشند اما دیگر دیر شده بود و سیاهان جنوبی كه خود را در آستانه یك استقلال كامل می‌بینند و هرچه به این جدایی نزدیك می‌شوند احساس شادی و شادكامی بیشتری می‌كنند در پاسخ بشیر شعار دادند: استالینیست‌های شوروی همین را تجربه كردند و آخرش را نیز همگان دیدند. مارشال تیتو در یوگسلاوی سابق همین سناریو را به نمایش گذاشت و در آخر دیدیم كه چگونه بزرگ‌ترین كشور بالكان تكه‌تكه شد. اینها درس‌هایی است كه تاریخ به هزار زبان روایت می‌كند. حرف‌های امروز امثال عمر البشیر شنیدنی است كه می‌گوید: این كشور از اولش هم متحد نبود بلكه جدا‌جدا بود. پنج سال پیش (2004) وقتی ژنرال جان كارنگ رهبر شورشیان جنوب سودان حاضر به امضای توافقنامه «نیواشا» شد همه انتظار داشتند پس از یك دوران طولانی جنگ‌های داخلی صلح و امنیت برقرار شود و با تقسیم قدرت ساكنان جنوب و شمال بتوانند برابر و برادروار در چارچوب یك كشور زندگی كنند. طبق بندهای این توافقنامه رهبری جنوب به معاونت ریاست‌جمهوری رسید و به این ترتیب قدرت در كشور تقسیم شد. اما این ظاهری داشت و باطنی. ظاهرش همان بود كه عمر البشیر را فریفت اما باطنش آن چیزی است كه امروز خود را نشان می‌دهد.

كارنگ كه سال‌ها آرزوی استقلال جنوب را در سر می‌پروراند و آخر نیز به گفته برخی جانش را بر سر این آرزو داد در همان توافقنامه بندی را گذاشت تا تضمینی برای آینده باشد. در توافقنامه نیواشا یك دوره آزمایشی در نظر گرفته شده بود كه تا ژانویه 2011 (همین روزها) ادامه یافت. در این دوره آزمایشی باید این نكته به اثبات می‌رسید كه آیا مردم جنوب واقعاً در قدرت سهمی دارند یا خیر و از زندگی در چارچوب دولت بشیر راضی هستند یا خیر... و لازمه همه اینها این بود كه بشیر دست از آن انحصارطلبی بردارد و بكوشد تا اصلاح امور داخلی چهره خارجی‌اش را كه در نظر جهان غرب به شدت مخدوش شده و حتی دادگاه بین‌المللی لاهه او را به ارتكاب جنایات جنگی در دارفور متهم كرد، ترمیم كند. اما بشیر به جای اصلاح امور در داخل و ترمیم چهره دولتش در خارج همچنان بر طبل مخالفت‌ها كوبید و سعی كرد قوانین بین‌المللی را دور بزند. طی این سال‌ها نه‌تنها مشكلات سودان اعم از مساله خودمختاری جنوب و كشتار‌های دارفور یا اختلافات سیاسی با رقیبان از جمله صادق‌المهدی و حسن الترابی و عثمان میرغنی حل و فصل نشد بلكه بر مشكلات داخلی و خارجی افزوده شد و آنگاه حكومت بشیر برای فرار از همه این مشكلات سعی كرد با سركوب مخالفان تمام منتقدانش را مهار كند. نتیجه تمام این سیاست‌ها همین شد كه امروز تمام جهانیان شاهد هستند. 11 میلیون جنوبی برای جدایی لحظه‌شماری می‌كنند. ساكنان دارفور همچنان خواسته‌های بر زمین مانده خود را فریاد می‌زنند و برای دست یافتن به استقلالی مشابه جنوب روزشماری می‌كنند. بر همین اساس برخی از تحلیلگران معتقدند اگر وضع به همین منوال پیش برود بعید نیست این بزرگ‌ترین كشور آفریقایی به شش هفت كشور كوچك‌تر تقسیم شود. تردیدی نیست در جدایی جنوب سودان اسرائیلی‌ها یا امریكایی‌ها منافعی دارند. بیهوده نبود كه باراك اوباما مهم‌ترین اولویت خود در سال جدید را مساله همه‌پرسی جنوب سودان اعلام كرد. اما درس فوری و مهمی كه تجربه جدایی سودان می‌دهد این است كه برای كشورداری، به ویژه در این عصری كه ما زندگی می‌كنیم قواعد و قوانین دیگری نوشته‌اند كه سرلوحه آن را «شیوه‌ای به نام دموكراسی» تعیین می‌كند.


محمد علی عسکری - روزنامه شرق