تبلیغات
مرجع مقالات دیپلماتیک - جنگ مشكوك اوباما

چهارشنبه 17 فروردین 1390

جنگ مشكوك اوباما

   تهیه کننده: سعید عزیزی    موضوع :خاورمیانه ،آفریقا ،آمریکا ،



نحوه ورود دولت باراک اوباما به جنگ لیبی را باید شیوه جدیدی از شکل گیری نوعی ریاست جمهوری دیكتاتورمآبانه که به‌طور فزاینده‌ای در صدد انجام اقداماتی مستقل از تصمیمات کنگره در داخل و خارج آمریکاست به حساب آورد. کسب مجوز شورای امنیت سازمان ملل برای بمباران لیبی به اقدام آمریكا مشروعیت بخشیده است اما این قطعنامه نمی‌تواند جانشین قانون اساسی آمریکا شود که بر طبق آن قدرت اعلام جنگ علیه یک کشور در حدود اختیارات کنگره است نه رئیس جمهور .

بعد از جنگ ویتنام کنگره آمریکا قانونی را در مورد شرایط اعلام جنگ به تصویب رساند که به رئیس جمهوراجازه اقدام یکجانبه برای مدت شصت روز و آن هم در پاسخ به یک وضعیت فوق‌العاده ملی نظیر حمله به ایالات متحده و یا قلمرو تحت نفوذش و یا حمله به نیروی نظامی آمریکا داده می‌شد. این قانون همچنین به رئیس قوه مجریه در صورت شکست در دستیابی به موافقت کنگره در یک دوره یکساله سی روز دیگر نیز برای عقب نشینی نیروها فرصت می‌داد. اما به رغم تمهیداتی که در این مصوبه در نظر گرفته شده است هنوز هم از نظر قانون اساسی اقدام به مداخله در جنگ لیبی دارای خلأ قانونی است چراکه لیبی به نیروی نظامی ما حمله نکرده است. اوباما در یادآوری این نکته اساسی و دادن توجه به کنگره درباره تصمیم خود مبنی بر مداخله در جنگ لیبی و همچنین موارد دیگری که باید برای آنها مصوبه کنگره وجود داشته باشد قصور و کوتاهی کرده است. در صورت عدم حمله مستقیم به نیرو‌های آمریکا هیچ دلیل قاطعی برای رئیس جمهور در نادیده گرفتن کنگره در مورد اعلام تصمیمات مهمی نظیر جنگ و یا صلح وجود ندارد و نکته قابل توجه دیگر در قضیه لیبی این است که اوباما همچنین زمان زیادی برای جلب حمایت کنگره در اختیار داشته است.یک ائتلاف بزرگ میان سناتور جان مک كین از حزب جمهوریخواه و جان کری از حزب دموکرات در زمانی که دولت الزاماً در حال انجام رایزنی‌های بین المللی بود می‌توانست قطنامه‌ای را كه مورد تایید هر دو حزب باشد به تصویب برساند اما ظاهرا به نظر می‌رسد اوباما فکر کرده است لابی با اتحادیه عرب مهمتر از کنگره آمریكاست.

اوباما در بی‌توجهی به کنگره حتی شیوه نامطمئن بیل کلینتون در بمباران کوزوو در سال 1999 را نیز پشت سر گذاشته است. درآن زمان مشاوران حقوقی دولت ادعا می‌کردند که اختصاص بودجه برای عملیات کوزوو به‌معنای اعطای مجوز از سوی کنگره بوده است. اما حتی اوباما نمی‌تواند به چنین دستاویزی نیز متوسل شود زیرا اساسا کنگره بودجه‌ای برای جنگ لیبی در نظر نگرفته است و رئیس جمهور به راحتی بودجه پنتاگون را برای هدایت عملیات هوایی فعلی مورد استفاده قرار داده است. قانون کنگره اجازه حتی یک روز بمباران لیبی را نمی‌دهد اما شكل این قانون به نوعی راه فراررانیز تدارك دیده است زیرا از نظر شكلی مشخص نمی‌کند كه تحریف قانون اساسی از جانب کنگره است یا رئیس‌جمهور. بنابراین فضا برای اوباما باز است تا با اصرار بر قدرتش به عنوان فرمانده کل قوا و به رغم قانون اساسی و بدون مجوز کنگره مبادرت به جنگ نماید. چنین ادعایی را در بسیاری از روسای‌جمهور معاصر آمریکا نظیر هری ترومن كه اصرار بر ورود آمریكا به جنگ كره داشت شاهد بوده‌ایم. اما آنچه غافلگیر کننده است قرار گرفتن اوباما در جایگاه تایید چنین سابقه‌ای است. وی در واکنش به تاییدات یكجانبه بعضی سناتورها و دیگر توجیه گران بی‌قانونی‌های دوره جورج دبلیو بوش انتخاب شده است و اکنون خود او در حال حرکت به سمتی است که حتی بوش نیز آن را نپیموده بود. بوش تنها بعد از حرافی‌ها فراوان مبنی بر توان ذاتی‌اش بالاخره توانست مجوز جنگ در افغانستان و عراق را از کنگره بگیرد و اوباما اکنون با همان ادبیات و بدون مجوز کنگره وارد قضیه لیبی شده است. اصرار وی بر این نكته که عملیات لیبی از نظر اهداف و طول زمان محدود است توجیه کننده نیست زیرا اینها دقیقا موضوعاتی است که باید حدود آن در رایزنی با کنگره مشخص شود. حال که او ادعای صلاحیت ذاتی‌اش در این مناقشه را دارد چرا نمی‌تواند اهداف ایالات متحده را تعیین و مشخص کند؟ مهمتر آنکه با توجه به سابقه‌ای که اوباما از خود باقی می‌گذارد در آینده چه چیزی مانع روسای جمهور آمریكا ازانجام واکنش‌های جسورانه و یکجانبه خواهد شد؟ به مانند همیشه سیاستهای تکروانه کاخ سفید کنگره را در وضعیت دشواری قرارداده است بطوریکه توان قطع فوری بودجه و حفظ جان آمریکایی‌ها و متحدانش را از خطر ندارد. با این حال کنگره می‌تواند لایحه هزینه‌های جنگ را ظرف سه ماه رد و این امر شاید بتواند مانع رئیس جمهور در گسترش جنگ شود مگر آنکه اوباما رضایت فوری کنگره را به‌دست آورد. همچنین کنگره نیز باید گامهای اساسی دیگری برای تحت کنترل در آوردن شیوه ریاست جمهوری كنونی كه بی‌شباهت به رژیم‌های سلطنتی خودكامه نیست بردارد. در پی رسوایی واتر گیت کنگره آمریکا علاوه بر تصویب قانون مجوز اعلام جنگ، در پی وضع قوانین ساختاری بر آمد که تلاش می‌کرد کاخ سفید را ملزم به تبعیت از حکومت قانون و پرهیز از اقدامات لجام گسیخته و خارج از کنترل نماید.

بسیاری از این قوانین در مرحله برنامه ریزی عملا شکست خوردند اما منجر به کسب دستاوردهای تحقیقاتی مهمی در طول دهد 70 شدند. در حال حاضر و با توجه به وضع كنونی تحقیق و رسیدگی مشابهی ضروری به نظر می‌رسد. از بسیاری جهات جنگهای بوش علیه تروریسم نقض آشكار و همه جانبه تراصول قانون اساسی بود در مقایسه با آنچه نیکسون در قضیه واتر گیت مرتکب شد. در حال حاضر کنگره با اعتماد به اوباما برای اصلاح شیوه‌های کاخ سفید در واقع سکوت اختیار کرده است اما رئیس جمهور با واکنش هایش نشان داده است که این اعتماد چندان توجیه پذیرنیست.

اگر کنگره در پاسخگویی به چنین وضعی شکست بخورد ما گام بزرگی به عقب درمسیر یک ریاست جمهوری خودکامه و سلطنتی برداشته ایم.




فارین پالیسی - ترجمه: ایرج جودت / تهران امروز