تبلیغات
مرجع مقالات دیپلماتیک - همه شاگردان مكتب قذافی

شنبه 31 اردیبهشت 1390

همه شاگردان مكتب قذافی

   تهیه کننده: سعید عزیزی    موضوع :آفریقا ،

http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcSdxplHC7QIi6ZIq272Idh0jRDIjp4gW8xDMHFM_Npr7jshCAcP

سرهنگ معمر قذافی، اكنون به خاطر سوء استفاده از قدرت و حكومت ظالمانه بر مردم خود در طول بیش از 4 دهه، به چهره‌ای شناخته شده تبدیل شده است ولی كمتر كسی به یاد می‌آورد كه وی زمانی كه در اوج قدرت بود چه تلاش گسترده‌ای در ایجاد فضای رعب و وحشت و قتل عام مردم در غرب آفریقا و اروپا انجام داده است. ناگفته پیداست كه اتحاد وی با هوگو چاوز و روابط دیرپا با دانیل اورتگا، رهبران ونزوئلا و نیكاراگوئه به خوبی مشخص است. و این واقعیتی است كه این سه كشور از نیروهای مسلح انقلابی كلمبیا (فارك) پشتیبانی می‌كنند، گروه تروریستی‌ای كه بیش از نیمی از كوكائین جهان را تولید و دوسوم كوكائین ایالات متحده را تامین می‌كند و نیز به طور معمول نادیده گرفته می‌شود. اورتگا و چاوز در زمره رهبرانی هستند كه به صراحت از رهبر لیبی دفاع می‌كنند و مصرانه از او می‌خواهند در این نبرد نیز مقاومت كند. قذافی در سال 2004 «جایزه حقوق بشر قذافی» را كه ساخته و پرداخته خود او است، به چاوز داد. چاوز نیز در مقابل در سال 2009 گردن آویز عالی ترین مقام شهروند افتخاری ونزوئلا را با این استدلال كه قذافی شبیه سیمون بولیوار، مبارز آزادیخواه آمریكای لاتین است، به سینه وی چسبانده و در درگیری‌های داخلی اخیر لیبی نیز اعلام آمادگی كرد تا میان طرفین میانجیگری كند. شواهد و قرائنی كه حكومت لیبی را در ردیف چند رژیم سركوبگر جهان قرار داده از دهه 1980 نمایان شده است، یعنی از هنگامی كه این كشور در ردیف یكی از نخستین تهدیدات تروریستی جهان قرار گرفت. قذافی به پشتوانه دلارهای نفتی، به آموزش و تربیت كسانی همت گمارد كه از جمله جنگ طلبان در بسیاری از بخش‌های آفریقا به شمار می‌روند. حال میراثی كه از او به یادگار مانده، چیزی جز ناامنی و آشفتگی منطقه‌ای نیست. استفان الیوت در كتاب خود «نقاب آنارشی» در سال 2001 از مركزی با نام «مركز انقلابی جهانی» یاد می‌كند كه قذافی در نزدیك بن‌غازی پایه گذاری كرده و آن را «دانشگاه هاروارد و ییل نسل كاملی از انقلابیون آفریقا» می نامد كه بسیاری از فارغ‌التحصیلان این مركز، دیكتاتورهای قاره آفریقا هستند. در این اردوگاه كه در بیابان‌های این كشور قرار دارد، نیروهایی از كشورهای مختلف حضور دارند كه مبتنی بر آموزه‌های ایدئولوژیكی «كتاب سبز» قذافی با فنون و تكنیك‌های تسلیحاتی و اطلاعاتی آشنا می‌شوند. در این اردوگاه افراد بسته به سطح تخصص و درجه شان از چند هفته تا بیش از یك سال آموزش می‌بینند. افزون بر آموزش شورشیان آفریقایی، افسران لیبی ساندنیست‌های نیكاراگوئه را در كنار دیگر جنبش‌های انقلابی آمریكای لاتین آموزش دادند و در این راستا روابط و مناسبات دو كشور گسترش بیشتری یافت. به دنبال آن روابط گرم و صمیمانه قذافی با گروه فارك توسعه یافت و در سلسله نشست‌هایی به میزبانی لیبی، قذافی با رهبران این گروه آشنا شد. در دهه 1980 و 1990، گروه منتخبی از دانشجویان «مركز انقلاب جهانی» انجمن خودكامگانی را تشكیل دادند كه در مبارزات خونین و خشونت‌طلبانه خود در رسیدن به قدرت و ثروت از یكدیگر پشتیبانی می‌كردند. این شبكه دیرپا همچنان نفوذ خود را از طریق دانش آموختگانی چون بلایسه كومپائوره در بوركینافاسو و ادریس دوبی در چاد حفظ كرده است.

رابرت موگابه همپیمان نزدیك قذافی در منطقه، رهبری است كه با وجود اینكه از دانش آموختگان مكتب خانه قذافی نیست ولی از كمك‌های مستقیم مالی و نفتی دیكتاتور لیبی برخوردار بوده است. با این حال روابط دو كشور در ما‌های اخیر به خاطر عدم توانایی زیمبابوه در بازپس دادن بدهی‌هایش متشنج شده است. به نظر می‌رسد كه بخت در سرمایه گذاری در این حوزه با قذافی یار بوده است. پس از مداخله نظامی در جمهوری آفریقای مركزی در 2001، رئیس جمهور مورد حمایت وی، آنژه فیلیكس پاتاسه، قرارداد 99 ساله‌ای را برای استخراج و بهره‌برداری از همه منابع طبیعی این كشور از جمله اورانیوم، مس، الماس و نفت امضا كرد. در زیمبابوه نیز قذافی پس از نجات موگابه و بازگشت وی به قدرت، دست كم 20 هدیه تجملاتی و لوكس دریافت كرد. وی همچنین سهام برخی از شركت‌های دولتی این كشور را از آن خود كرد. اما غرب آفریقا بیشتر جولانگاه قذافی بوده است. لیبریا، پایگاه ایالات متحده در دوران جنگ سرد، به ویژه پس از عملیات هوایی دولت ریگان علیه لیبی كه منجر به قتل یكی از دختران قذافی شد، حرص و طمع رهبر خودكامه لیبی را برانگیخت. قذافی با به خدمت گرفتن چارلز تیلور لیبریایی از در انتقام در آمد؛ چارلز تیلور كسی است كه اكنون به اتهام جنایات علیه بشریت مانند اعزام كودكان به میدان نبرد، تجاوز سازمان یافته علیه زنان و قتل عام در حال محاكمه است. دیكتاتور دیگری كه قذافی به خدمت گرفت فودای سانكوح از جبهه متحد انقلابی سیرالئون بود كه وی نیز به اتهام ارتكاب جنایاتی مشابه در حال محاكمه است. سانكوح نظامی بی‌سوادی است كه جبهه متحد انقلابی سیرالئون را با كمك تیلور سازماندهی كرد و با یكدیگر در دهه 1990 در سنگدلی و شقاوت سنگ تمام گذاشتند. آنها به عنوان بخشی از سیاست زمین‌های سوخته به منظور سلطه یافتن بر معادن سرشار الماس منطقه اقدام به قطع دست‌ها و پاهای مردان و زنان و كودكان كردند. سنگدلی‌های آنها از حمایت و پشتیبانی قذافی برخوردار بود و دیكتاتور لیبی هر از چندگاه با تیلور و دار و دسته‌اش برای ارزیابی میزان پیشرفت درگیری‌ها و تامین تسلیحات دیدار می‌كرد. قذافی به ارسال تسلیحات برای تیلور حتی در زمانی كه وی در 2003 ناچار به ترك قدرت شد نیز ادامه داد. دیگر دانش‌آموخته مكتب خانه قذافی لوران كابیلا است، كه نیروهای جنگ طلب تحت رهبری وی در 1997 با سرنگونی رژیم دیكتاتوری موبوتو سه سه سكو، قدرت را در جمهوری دموكراتیك كنگو در دست گرفتند اما اكنون روابط قذافی با جوزف كابیلا، پسر لوران كابیلا و رئیس‌جمهور كنونی كنگو چندان صمیمانه نیست. كومپائوره، رئیس‌جمهور كنونی بوركینافاسو، دیگر فارغ‌التحصیل برتر هاروارد قذافی است. در 1987 نیروهای وفادار به كومپائوره، بهترین دوست كومپائوره، توماس سانكارا، رئیس جمهور وقت را ترور كردند تا مسیر برای به قدرت رسیدن كومپائوره هموار شود. در مقام رئیس جمهور كشوری كوچك، عقب مانده و محصور در خشكی، كومپائوره به منظور پشتیبانی از شورشیان طرفدار تیلور در لیبریا و جبهه متحد انقلابی سیرالئون، اقدام به ارسال نیرو و تجهیزات به این دو كشور كرد. تحقیقات سازمان ملل در سال 2002 پرده از این حقیقت برداشت كه كومپائوره با نقض تحریم تسلیحاتی این سازمان، نقش بسیار مهمی در تسلیح جبهه متحد انقلابی و تیلور داشته است. كومپائوره سال‌ها متحد واقعی و وفادار قذافی باقی مانده است. در آمریكای لاتین نیز قذافی در پشیبانی از دیكتاتورها دستی در آتش داشته و از 1979 تاكنون به دفاع و پشتیبانی از ساندنیستها و اورتگا در نیكاراگوئه پرداخته است و اورتگا هنوز الطاف قذافی را فراموش نكرده است. چند وقت پیش، اورتگا قذافی را «برادر» خود خوانده و اخیراً نیز با اعلام حمایت از وی وعده داد، «دولت من یعنی جبهه آزادیبخش ملی ساندنیست‌ها و مردم ما دوشادوش شما در نبرد كنونی كشورتان است.» روابط لیبی با چاوز و نیروهای مسلح انقلابی كلمبیا (فارك)، دست كم به سال 2000 بر می‌گردد. مجموعه‌ای از پیام‌های الكترونیكی مبادله شده میان رائول ریس، فرمانده فارك، قذافی و اورتگا نشان می‌دهد كه سطح روابط میان آنها در گذشته از چه عمقی برخوردار بوده است. فارك كه در 1964 پایه گذاری شده و حوزه فعالیتش نیز در آغاز محدود به كلمبیا بود، قدیمی ترین جنبش چریكی نیمكره غربی به شمار می‌رود. از هنگامی كه چاوز به قدرت رسید، وی به شدت از فارك پشتیبانی كرده و خواستار خروج این گروه از فهرست گروه‌های تروریستی ایالات متحده و اتحادیه اروپا شده است. اورتگا نیز روابط دیرینه‌ای با فارك، قذافی و چاوز داشته است. پس از قتل ریس در 2008، رایانه وی توسط پلیس كلمبیا ضبط شد كه در آن مكاتبات ارزشمندی از جمله نامه‌ای یافت شد كه در 4 سپتامبر 2000 عنوان شده بود از فرمانده عالی فارك به «رفیق سرهنگ قذافی». در این نامه از قذافی برای میزبانی از فرماندهان فارك در لیبی قدردانی شده بود. در این نامه فارك همچنین درخواست كمك مالی 100میلیون دلاری را با بازپرداخت پنج‌ساله مطرح كرده بود تا با خرید موشك‌های زمین به هوا بتواند هواپیماهای آمریكایی ارتش كلمبیا را سرنگون كند. ریس در نامه‌ای دیگر در 22 فوریه 2003 خطاب به اورتگا با بیان فوریت درخواست خود، خواستار توجه بیشتر به تقاضای فارك درخصوص موشك‌ها شده بود. ریس دراین نامه خاطرنشان ساخت: «رفیق عزیز دانیل؛ لیبیایی‌ها به ما گفتند كه ما را یاری خواهند كرد ولی ما هنوز اطلاعاتی دریافت نكرده ایم... هنگامی كه ما در لیبی بودیم آنها بیان داشتند كه ضمانتنامه سیاسی سیاست‌های لیبی در منطقه در دستان دانیل اورتگاست. به همین خاطر، ما در انتظار دریافت پاسخ شما هستیم.»

چاوز هنگام بازدید قذافی از ونزوئلا در سال 2009 برای این دیدار سنگ تمام گذاشت و با آویختن گردن آویز «فرمان آزادیخواه» بر گردن قذافی و دادن بدلی از شمشیر بولیوار به وی، چنین عنوان داشت: «همان جایگاه و اعتباری كه سیمون بولیوار نزد مردم ونزوئلا دارد، قذافی نزد مردم لیبی دارد.» قذافی نیز با تمجید از چاوز به خاطر تفكر ضداستعمارگری عنوان داشت: «ما سرنوشت مشترك، نبردی مشترك در جبهه‌ای مشترك علیه دشمن مشترك داریم و پیروز میدان خواهیم بود.»

به نظر می‌رسد كه چاوز، اورتگا، موگابه، كومپائوره و دیگر دانش آموختگان مكتب استبدادی قذافی، به این نتیجه رسیده‌اند كه سرهنگ در مسیر درستی گام برنداشته است. پشتیبانی قذافی از چاوز و اورتگا مایه پشیمانی و خجالت بسیاری از انقلابیونی كه اكنون با نگاهی دموكراتیك به آینده می‌نگرند شده است.



تهران امروز