تبلیغات
مرجع مقالات دیپلماتیک - ۴سناریو برای پایان جنگ در لیبی

شنبه 4 تیر 1390

۴سناریو برای پایان جنگ در لیبی

   تهیه کننده: سعید عزیزی    موضوع :خاورمیانه ،آفریقا ،

http://media.sacbee.com/static/weblogs/photos/images/2011/mar11/libya_rebels_sm/libya_rebels_15.jpg

اندیشكده "موسسه واشنگتن برای سیاست خاورمیانه " در گزارشی به قلم "جفری وایت " به بررسی درگیری‌های لیبی از ابتدا تاكنون و نتایج آن می‌پردازد. این متخصص امور نظامی و امنیتی مؤسسه واشنگتن در این مقاله ابراز می‌دارد كه درگیری در لیبی در حال حاضر توسط حملات سازمان یافته مخالفان و ناتو كنترل می‌شود و به احتمال زیاد معمر قذافی و رژیم وی در پایان این مرحله سقوط خواهند نمود. درگیری از ابتدا یك رویداد بسیار دراماتیك بوده و به همین صورت ادامه خواهد یافت: یك رژیم مستحكم و قدرتمند ضد مردمی كه اكنون در آخرین تنگناها قرارگرفته است. جنگ از بسیاری لحاظ آموزنده بوده است، نشان دهنده الگویی برای فرایند آغاز شده توسط "بهارعربی "، مقاومت رژیم، قدرت خشم مردم و چالش‌ها و محدودیت‌های مداخله نظامی خارجی است.

جنگ پایان نیافته است و تضمینی برای پایان مطلوب آن وجود ندارد. دولت مخالفان به‌سرعت از لحاظ سیاسی به رسمیت شناخته می‌شود و كمك‌های مالی دریافت می‌كند، اما هنوز هم به كمك‌های نظامی نیازمند است. قذافی نیز به نوبه خود هیچ تمایلی برای پایان جنگ مگر بر اساس پیش شرط‌های وی نشان نمی‌دهد و به احتمال زیاد به یك معجزه دیپلماتیك برای برای نجات رژیم دلبسته است. جامعه جهانی باید از هرگونه عملی كه منجر به باروری این امید گردد اجتناب نماید و هرگونه آتش‌بس یا راه حل دیپلماتیك را كه خروج بدون قید و شرط قذافی و همراهانش را از كشور شامل نمی‌شود، رد نماید.

* جنگ مداوم

جنگ از شروع آن در چهارماه گذشته مراحل مختلفی را طی نموده و علیرغم توصیف‌های ارایه‌شده توسط مطبوعات و كسانی‌كه برای برقراری آتش‌بس پافشاری می‌نمایند هرگز حالت سكون یا بن بست نداشته و همیشه در حال تكامل و پویا بوده است كه گاهی به نفع رژیم بوده است اما اكنون به طور فزاینده‌ای به‌نفع مخالفان است. اكنون درگیری به‌صورت سنجیده از سوی مخالفان و نیروی‌ هوایی "ناتو " دنبال می‌گردد كه هدف آن فرسایش قابلیت نبرد و پشتیبانی رژیم، گسترش مناطق تحت كنترل مخالفان در غرب و كاهش انسجام نیروها، اعضاء و هواداران رژیم است.

* چرا قذافی هنوز پابرجا است؟

بدون شك ارتش رژیم قذافی به سختی مبارزه نموده است در كل قابلیت‌های جنگی و تاكتیكی قابل قبولی از خود به نمایش گذاشته است. دلیل این موفقیت چند عامل است ازجمله برتری نظامی بر مخالفان به ویژه در اوایل نبرد، انعطاف پذیری و قابلیت انسجام داخلی رژیم و نیز بكارگیری ماهرانه، پرانرژی و خلاقانه منابع نظامی.
یكی از نقاط سوال برانگیز استراتژی نظامی قذافی، راهبرد وی برای تحت كنترل گرفتن همه نقاط كشور است. از آغاز قذافی در پی دراختیارگرفتن كنترل تمام نقاط و بازپس گیری مناطق از دست رفته بود. این شیوه باعث پراكندگی نیروهای رژیم و عدم دستیابی آن به یك پیروزی قاطع شده است.

* هزینه سنگین جنگ برای سربازان قذافی

در حال حاضر چندین فرایند مهم در حال شكل دادن جنگ به نفع مخالفان است. فرسایشی شدن جنگ باعث اتلاف نیرو در هر دو جناح و به ویژه نیروهای قذافی گردیده است. در حالی كه رژیم سیستم نبرد سنگین و پرسنل آموزش دیده خود را از دست می‌دهد، مخالفان تنها قصاب، نانوا و سایر نیروهای غیرحرفه‌ای را از دست می‌دهند. جایگزینی یك میلیشیای غیرحرفه ای بسیارساده تر از جایگزینی یك فرمانده یا راننده یك تانك T - ۷۲ است. رژیم همچنین در حال از دست دادن قدرت پیاده نمودن، تهیه و فرماندهی نیرو است. همچنین قدرت رژیم برای انجام حملات جدی به طور پیوسته رو به كاهش است. هرچند فرسایشی شدن جنگ به رژیم فرصت تجدید ساختار می‌دهد اما انقلابیون و نیروهای "ناتو " با ازبین بردن این فرصت سعی در تحمیل خسارات فزاینده به رژیم دارند.

كاهش یا افزایش انسجام نیروهای رژیم یك فرایند كلیدی دیگر است. نیروهای رژیم عمدتا انسجام خود را حفظ نموده‌اند اما به‌نظر می‌رسد این انسجام روبه‌زوال است. به نوبه خود مخالفان در هنگام دفاع دارای انسجام بیشتری هستند تا در موقع حمله، هرچند به‌نظر می‌رسد حداقل در غرب لیبی این روند درحال تغییر است.

شاید سازش با شرایط موجود مهمترین فرایند درحال شكل‌گیری است. تمامی نیروهای درگیر از جمله "ناتو " در حال یادگیری چگونگی ادامه این مبارزه هستند. از یكسو نیروهای رژیم با حملات هوایی "ناتو " سازش یافته و به كارخود ادامه می‌دهند و از سوی دیگر انقلابیون كه از پیشروی‌های بی‌پروا و بدون دقت به پیشروی‌های سنجیده تغییر راهبرد داده‌اند با كمك حملات هوایی ناتو سعی در حمله به نقاط تضعیف شده رژیم دارند.

* نتایج احتمالی جنگ

جنگ به احتمال زیاد در یكی از چهار حالت زیر پایان خواهد یافت:

۱- تضعیف نیروهای رژیم، پیروزی نظامی مخالفان و توافق احتمالی قذافی برای خروج یا فرار احتمالی او به هر جای ممكن. به نظر می‌رسد مسیر نبرد به همین سو است.

۲- فروپاشی ناگهانی رژیم به‌دلیل از دست دادن اراده برای ادامه كار و یا ازهم گسیختگی كامل انسجام سیاسی و نظامی. وقوع این حالت در هر زمانی ممكن به‌نظر می‌رسد و خروج قذافی را تسریع می‌بخشد.

۳- بن‌بست تا برقراری آتش‌بس كه به قذافی فرصتی برای تجدید قوای سیاسی، دیپلماتیك و نظامی خواهد داد، سپس او تلاش خواهد نمود تا این آتش‌بس را به یك سازوكار بلندمدت تبدیل نماید تا او را حداقل بر بخشی از لیبی حاكم گرداند. احتمالی كه جامعه جهانی باید بسیار تلاش نماید تا از وقوع آن پیشگیری نماید.

۴- بازگشت رژیم كه بسیار بعید به‌نظر می‌رسد مگر درصورت خروج نیروهای "ناتو " یا تنزل انقلابیون به نیروهای آشفته سیاسی و نظامی. این احتمال بمنزله پاشیدن بذر بحران و خونریزی‌های داخلی در آینده لیبی است.

* گزینه‌های پیش روی ناتو برای اثبات حسن نیت

اگر بهترین و قریب به یقین‌ترین نتیجه پیروزی مخالفان است، ناتو باید آن را با روش‌های زیر تسریع بخشد:

۱- بكارگیری هر چه بهتر نیروی هوایی: هواپیمای بیشتر، حملات بیشتر، عملیات شدیدتر و هماهنگی بیشتر با انقلابیون.

۲- تسلیح انقلابیون با سلاح‌های ضد تانك و خمپاره، فرماندهی و سازماندهی عملیاتی، اطلاعات و حمایت‌های پزشكی.

۳- آموزش انقلابیون: هم اكنون تلاش برای گسترش نیروها در حال انجام است. به این نیروها باید آموزش داده شود تا چگونه بهتر مبارزه نموده و از امكانات خود استفاده بهتری نمایند.

۴- در اختیارقراردادن منابع اقتصادی مورد نیاز انقلابیون: وضعیت مالی انقلابیون رو به بهبود است اما "ناتو " می‌تواند این فرایند را بسیار بیشتر سرعت بخشد.

۵- به‌رسمیت شناختن هرچه سریعتر انقلابیون. هركشوری كه "شورای موقت ملی " را كه تازه تشكیل شده است به رسمیت بشناسد، گامی در جهت نابودی رژیم برداشته است.

* از هم پاشیده شدن شیرازه حكومت دیكتاتور لیبی

مردم مسلح شكست‌ناپذیر نیستند. لودگی قذافی پوششی برای اراده و قدرت یك استبداد تثبیت شده است و نشان دهنده قدرت رژیمی است كه انسجام داخلی خود را حفظ نموده و از وفاداری نیروهای امنیتی خویش برخوردار است. بدون دخالت نظامی خارجی انقلاب به احتمال زیاد شكست می‌خورد، یك نكته قابل تامل با توجه به رویدادهای جاری در سوریه.

وقایع لیبی همچنین نشان می‌دهد كه مداخله محدود و محتاطانه منجر به نتیجه‌گیری زودهنگام نمی‌گردد. در واقع واكنش تدریجی و محدود به دشمن زمان می‌دهد تا خود را با شرایط جدید انطباق دهد. تهدید یا استفاده از نیروی قابل توجه در موقعیت‌های مشابه چندان مطلوب نمی‌باشد اما برای حفظ زندگی و به‌دست‌آوردن تغییرات سیاسی ضروری می‌نماید. در لیبی واكنش قدرتمند و سریع آمریكا و "ناتو " احتمالا باعث خاتمه یافتن بسیار زودتر این درگیری می‌گردید.

همواره دلایل خوبی برای عدم مداخله وجود دارد: عدم اطمینان، تعهدات دیگر، تلفات غیرقابل اجتناب، گسترش ماموریت و تشدید درگیریها. اما عدم مداخله و تاخیر بدون هزینه نیستند، از منظر انسانی مردم لیبی بهای تردید ناتو را می‌پردازند.