تبلیغات
مرجع مقالات دیپلماتیک - جنبش وال استریت ؛ نقطه جوش ابرقدرت

http://blog.foreclosure.com/wp-content/uploads/2007/03/wall_st.jpg


از دهه‌ها پیش نظم بین‌المللی را قدرت امریكا تعریف کرده است. پندار غالب محافل سیاسی این بوده كه همه راه‌ها به واشنگتن ختم می‌شود و اندیشه‌های امریكا درباره سیاست، اقتصاد و سیاست خارجی نقطه شروع هر اقدام جهانی است. واشنگتن یک پای ثابت معادلات بین‌المللی و حتی جنگ‌ها به شمار می‌رفت.این سیر قدرت‌یابی امریكا كه از سال‌های پایانی سده نوزدهم شروع شد با فروپاشی رقیب اصلی آن یعنی شوروی به سطح بلامنازع رسید.

در حالی که امریكایی‌ها بر قدرت بی رقیب خود می‌بالیدند به مرور دنیای سیاست رنگ تغییر به خود گرفت و با پایان قرن بیستم چالش‌های امریكا فزونی یافت. اولین نشانه از چالش‌های دنیای جدید، در قالب اندیشه چندقطبی شدن مناسبات بین‌المللی نمایان شد. در عصر جدیدی كه با قرن بیست و یكم متولد می‌شود قدرت‌های تازه‌ای برابر امریكا صف آراستند كه می خواهند فاصله خود با امریكا را کاهش دهند. انتقال منابع سه گانه قدرت یعنی ثروت، دانش و منزلت از غرب به شرق یكی از جلوه‌های این تغییر بزرگ است.روسیه، چین، هند و برزیل همه در حال رشد هستند در حالی که امریكا دوران رکود را طی می‌کند. این یکی از مشخصه‌های تغییر جهان نسبت به دوران برتری مطلق امریكاست.
جهان جدید دامنه تغییرات را به همه ابعاد اقتصاد و صنعت و حتی جنبه‌های زندگی اجتماعی كشانده و برای اولین بار در تاریخ معاصر، امریكا رهبری این تغییرات را به عهده ندارد. امریكایی‌ها شاهد این واقعیت هستند که دنیای جدیدی در حال شکل گرفتن است، آنها بسیار نگرانند که این تغییرات، در سرزمین‌هایی رخ می‌دهد مثل جهان عرب یا امریكای لاتین كه زمانی حیاط خلوت آنها بودند همینطور این تغییرات تحت اراده قدرت‌ها وكشورهایی پیش می‌رود كه عزم انزوا و مهار امریكا را دارند. تنها تحولات سیاسی نیست كه مایه نگرانی كاخ سفید شده بلكه ركوردهای علمی واقتصادی مثل ركورد میزان صادرات و یا ثبت بالاترین تولید ناخالص ملی یا ایجاد بزرگترین صندوق سرمایه‌گذاری دنیا كه همه اینها به نام پکن، دهلی یا برزیل و... تمام شده است.
این حقایق جای تردیدی برای یك شهروند امریكا باقی نمی‌گذارد که كانون‌های قدرت جهان به صورت شگرف در حال جابجایی است. با اینکه این حقایق را پیش تر اندیشمندانی چون؛ ‌فرانسیس فوکویاما متذکر شده بودند ولی سیاستمداران ساكن كاخ سفید بدان‌ها توجه چندانی نکردند. آنها با غرور تمام وقتی که با حادثه تخریب نماد تجارت جهانی و برج‌های دوقلو مواجه شدند به لشكرکشی پرداختند. لشكرکشی نظامی امریكا به افغانستان و سپس به عراق این کشور را در سراشیبی افول اعتبار سیاسی قرار داد. اكنون سندرم رکود اقتصادی که از سال‌های قبل نظام سیاسی - اقتصادی امریكا را فرا گرفت با جنگ‌های پس از یازده سپتامبر به نقطه اوج می رسد. آنچه به عنوان «جنبش وال استریت» خود را نشان می‌دهد نقطه نهایی رکود اقتصادی است که از قبل امریكا را فرا گرفت. وال استریت كه امروز در كانون تنفر عمومی است نه فقط مرکز بورس نیویورک كه نماد اقتصاد امریكاست. نمادی که قدمتی بیشتر از برج‌های دوقلو دارد. (نام وال استریت از دیواری گرفته شده که مهاجرین اروپایی برای جدا کردن خود از سرخ‌پوست‌ها در سال ۱۶۵۳ میلادی ساختند اما اكنون دیواری در کار نیست بلكه وال استریت راهی است که به قلب تجارت در نیویورک و همه جهان سرمایه‌داری گشوده می شود) در دوران بوش نماد توسعه تجارت جهانی امریكا فرو ریخته شد. نومحافظه كاران امریكا آن اتفاق را به نام القاعده تمام كردند اكنون كه در دوره اوباما دومین نماد اقتصاد و توسعه امریكا یعنی «وال استریت» در حال فرو ریزی است آیا باز هم دولتمردان این كشور می‌توانند این اتفاق بزرگ را به معارضان یا اپوزیسیون خویش نسبت دهند؟

ایران