تبلیغات
مرجع مقالات دیپلماتیک - سوسیالیسم منهای کاسترو

پنجشنبه 31 فروردین 1391

سوسیالیسم منهای کاسترو

   تهیه کننده: سعید عزیزی    موضوع :تئوریک ،آمریکا ،

http://www.persianv.com/khabar/L00935360778.jpg

در جولای سال 2006 فیدل كاسترو، ریاست‌جمهوری كوبا مسوولیتی را كه قانون اساسی كشور بیش از 40سال به او واگذار كرده بود موقتا به برادرش رائول كاسترو سپرد و خود به بستر بیماری رفت. در آن روز هزاران كوبایی تبعیدی در میامی جشن گرفتند و با آرزوی مرگ «دیكتاتور» پایكوبی كردند. بنیاد ملی كوبا-آمریكا كه در سال 2003 با شعار «اول عراق، بعد كوبا» از حمله نظامی به عراق پشتیبانی كرده بود، بی‌درنگ نیروهای مدنی و حتی نظامی را به قیام و براندازی رژیم كمونیستی فراخواند. جرج بوش نیز به كوبایی‌ها اطمینان داد كه آمریكا از آنها برای‌گذار به حكومتی دموكراتیك پشتیبانی می‌كند. فرض بر این بود كه با رفتن فیدل، هرج و مرج ایجاد شده مردم را در طلب آزادی به خیابان خواهد كشانید؛ اما روز موعود فرارسید و هیچ صدای غیرمعمولی از هاوانا به گوش نرسید. بعد از این بود كه نگاه‌ها از تغییر رژیم كوبا برگشت و روی این متمركز شد كه سرنوشت كوبا پس از فیدل كاسترو چه خواهد شد؟

پنج سال بعد در چنین روزی (18 آوریل2011) فیدل كاسترو، از تمام مناصب رسمی خود از جمله ریاست حزب كمونیست كوبا استعفا داد. او به مدت 47 سال بار قدرت را به تنهایی به دوش می‌كشید. در این مدت مانند هر دیكتاتوری فردی دیگر در دنیا، ناخرسندی‌های زیادی ایجاد كرد كه كسری بودجه، بوروكراسی، فقدان‌آزادی در همه زمینه‌ها، حبس مخالفان و مواردی دیگر، از آن‌جمله‌اند. با این همه كوبا تنها كشوری در آمریكای لاتین است كه در آن از كودكانِ كارگر و گدا خبری نیست. هیچ بیلبورد تبلیغاتی در شهرهای آن به چشم نمی‌خورد و از معدود كشورهای جهان است كه برای ثروت‌اندوزی حدی قایل است. هیچ كشوری در دنیا مراقبت‌های بهداشتی و پزشكی را به خوبی كوبا نتوانسته اجرا كند و یكی از بهترین سیستم‌های آموزش و پرورش دنیا متعلق به كوباست. 11درصد GDP كوبا به بخش آموزش تخصیص داده می‌شود. كشور بعدی با اختلاف بسیار (شش‌درصد) فنلاند است.
كوبا از زمان انقلاب سوسیالیستی در سال 1959 همواره برای قدرت‌های جهانی مساله‌ بوده و هیچ‌یك از دستاوردهای اجتماعی آن به رسمیت شناخته نشده است. اما در سال‌های اخیر روندی شكل گرفته كه همزمان با كاهش فشارهای بین‌المللی، توجه مخاطبان خارجی را نیز جلب كرده است: اصلاحات اقتصادی. اصلاحات اقتصادی كوبا به طور رسمی از زمان كناره‌گیری فیدل كاسترو از ریاست‌جمهوری (19 فوریه 2008)، توسط رییس‌جمهور جدید، رائول كاسترو آغاز شد. این روند اما پیش‌تر آغاز شده بود. پس از جولای سال 2006 كه فیدل كاسترو به دلیل بیماری كمتر در انظار عمومی ظاهر می‌شد، رائول به تدریج این حرف را بر سر زبان‌ها انداخت كه آخرین كشور كمونیستی جهان به سبك شوروی به «تعمیرات اساسی» نیاز دارد. برای مثال در اولین سخنرانی مهم خود در سال 2007 از ناكارآمدی سیستم جمع‌آوری و توزیع شیر توسط دولت انتقاد كرد و گفت كشاورزان باید بتوانند محصول خود را مستقیما به مصرف‌كنندگان محلی بفروشند.
او در فوریه 2008 در اولین سخنرانی خود به عنوان رییس‌جمهور گفت: «باید تلاش كنیم راه‌ها و ابزارهایی بیابیم كه موانع را از مقابل نیروهای مولد حذف كنیم. از بسیاری جهات، ابتكارات و خلاقیت‌های فردی می‌توانند موثر و ماندگار باشند.» او همچنین از بی‌انضباطی اجتماعی در تخصیص دستمزدها سخن گفت و پس از مقدمه‌چینی‌های فراوان، به این نتیجه رسید كه مردم اصلاحات اقتصادی زیادی از او انتظار دارند (هیچ‌كس نمی‌داند او چگونه به این نتیجه رسید) دیگر اهمیت نداشت كه اصلاحات اقتصادی تا چه حد با دقت ایدئولوژیكی كوبا ناسازگار باشد، مهم این بود كه سوسیالیسمی نوین و عاری از «مفاهیم غلط و ناپایدار» خلق شود و اینكه باید از تجربه دیگران آموخت «حتی از تجربه‌های مثبت سرمایه‌داری.»
اصلاحات رائول آزاد كردن فعالیت‌هایی را هدف می‌گرفت كه تا پیش از این ممنوع بود. چیزهایی مانند خرید و فروش اتومبیل و خانه، حق داشتن كامپیوتر خانگی و تلفن‌همراه و حق داشتن كسب و كار خصوصی. هدف دیگر او رها شدن از اقتصاد برنامه‌ریزی شده و متمركز بود كه به نظر می‌رسید دیگر قانع‌كننده نیست. مثلا در مارس 2008 حمل‌ونقل عمومی و مسكن‌سازی از سطح دولت به شهرداری منتقل شد. كاهش شاغلان دولتی، كاهش یارانه‌ها و كاهش نقش دولت در كشاورزی و خرده‌فروشی به نفع رشد «بخش غیردولتی» از دیگر اهداف اصلاحات رائول بود.
رائول كاسترو هرگز نپذیرفت كه برنامه‌هایی كه در سر دارد كشور را به سوی سرمایه‌داری غربی سوق می‌دهد. در واقعیت هم تجربه كوبا با نمونه‌های اروپای شرقی تفاوت‌های اساسی دارد. در سپتامبر 2010 دولت اعلام كرد «نیم میلیون» شغل بخش دولتی تا مارس 2011 حذف خواهد شد؛ در وعده دیگری رائول اعلام كرد خدمات رایگان و كمك هزینه‌های بی‌فایده، به‌جز مواردی كه در قانون‌اساسی آمده است (مراقبت‌های بهداشتی، آموزش‌وپرورش و تامین‌اجتماعی) به زودی حذف می‌شوند. قانون پرداخت دستمزد برابر نیز در همان اوایل (سال 2008) لغو شد. نابرابری هم‌اكنون نیز در كوبا وجود دارد و به‌زودی جنبه قانونی پیدا خواهد كرد. در مارس 2009 رائول، تیم اقتصادی دولت برادرش را تصفیه كرد و آنها را با نظامیان مورد اعتماد خود و تكنوكرات‌های اصلاح‌طلب جایگزین ساخت. دو ماه بعد رییس بانك‌مركزی را نیز عوض كرد. تیم جدید اقتصادی در نخستین اقدام خود هزینه‌های دولت و میزان واردات را كاهش داد. سپس طرح‌هایی برای توسعه كشاورزی در حاشیه شهرها ارایه كرد كه عمدتا پیشنهاد واگذاری قطعه زمین‌های كوچك كشاورزی به كشاورزان خصوصی بود.
اما آیا اینها به معنی این است كه كوبا به انقلاب سوسیالیستی خود پشت كرده است؟ مقامات بلندپایه حزب كمونیست چنین چیزی را نمی‌پذیرند. رییس‌مجلس شورای‌ملی در پاسخ می‌گوید: «ما حداكثر سعی خود را می‌كنیم تا سوسیالیسم را حفظ كنیم، ولی نه آن سوسیالیسمی كه خوابش را می‌دیدیم، بلكه سوسیالیسمی كه اینجا و در شرایطی كه پیش‌رو داریم، امكان تحقق دارد.» سپس ادامه می‌دهد: «كوبا درهای خود را به سوی بازار جهانی و به سوی سرمایه‌داری، خواهد گشود. ایده سوسیالیسم در یك كشور به راحتی قابل اجرا نیست. به ویژه اگر صنعت داخلی ضعیف و كوچك باشد.» رائول نیز در دسامبر 2010 در مجلس شورای ملی اعلام كرد: «در مسیری گام نهاده‌ایم كه دشواری‌های زیادی پیش‌روی آن است. ولی مساله این است كه اگر اكنون در راه رفته‌مان تجدید نظر نكنیم خیلی دیر می‌شود و سقوط خواهیم كرد.»
كاری كه تاكنون رائول برای فرار از سقوط كرده است پروبال دادن به كسب و كارهای خصوصی و اعطای خودمختاری بیشتر به آنها در مقابل دولت است. در سال 2010 ارگان رسمی حزب كمونیست اعلام كرد كه كسب‌وكارهای خصوصی و شهروندان خوش‌فكر نقش بزرگی در موفقیت و تداوم مدرنیزه كردن مدل اقتصادی كوبا ایفا می‌كنند. بانك‌ها نیز با همین هدف اعطای وام به شاغلان غیردولتی را آغاز كردند. تا همین اواخر تنها تعاونی‌های كشاورزی به وام دولتی دسترسی داشتند. بخش خصوصی قرار است صدهاهزار شغل در كوبا ایجاد كند و از بار مشاغل عمومی بكاهد. شمار صاحبان كسب‌وكار خصوصی اكنون حدود 300 هزار نفر تخمین زده می‌شود (دو برابر سال گذشته)، شمار فعالیت‌های مجاز اقتصادی به 181 رسیده و میزان مالیات نیز برای آنها كاهش یافته است.
آیا اصلاحات كوبا تنها به اصلاحات اقتصادی محدود شده است؟ مارینو مویلو یكی از معاونان رائول می‌گوید: «تا زمانی‌كه اقتصاد كشور دچار لرزه‌های شدید است، اصلاحات سیاسی در كار نخواهد بود.» اما این واقعیت ندارد. دست‌كم می‌دانیم دولت جدید متعهد شده دوره‌های مسوولیت سیاسی را به 10 سال كاهش دهد. اخیرا رائول در این‌باره گفته است: «اصلاحات قانون‌اساسی به شدت لازم است، اما حتی پیش از آن رهبران حزب باید تغییرات را در عمل پیاده كنند.» او همچنین عمر سیاسی رهبران رده‌بالای حزب را (از جمله خودش) به دو دوره پنج‌ساله محدود كرد. اصلاحات سیاسی رائول به گفته خودش تنها برای تداوم حكومت كمونیستی نیست بلكه پاسخی به نیازهای نسل جدید است. مثلا در كنگره این بحث پیش آمد كه چگونه می‌توان جایگاه زنان، سیاهان و جوانان را در دولت و حزب ارتقا داد. متعاقب آن بسیاری از پست‌های میانی دولت تغییر كرد و به نیروهای جوان‌تر سپرده شد. همچنین تنها چند روز پس از به قدرت رسیدن رائول، كوبا تعهدنامه حقوق بشر را امضا كرد. تحت تاثیر چنین اصلاحاتی رویكرد بین‌المللی نسبت به كوبا ملایم‌تر شد. به عنوان مثال اتحادیه اروپا تحریم علیه كوبا را لغو كرد. مجمع عمومی سازمان ملل نیز با اكثریت قاطع به پایان‌دادن تحریم‌ها علیه كوبا رای داد. تنها آمریكا و اسراییل با آن مخالفت كردند.
در نهایت مهم‌ترین پرسش این است كه اصلاحات اقتصادی و رویكرد پراگماتیستی رائول تا چه اندازه توانسته كوبا را از پرتگاهی كه خطر سقوط در آن را مكررا اعلام می‌دارد، دور كند؟ برای یافتن پاسخ باید بیشتر صبر كنیم، تا زمانی كه اصلاحات در جامعه كوبا حك شود و جای خود را باز كند. «احیای كشاورزی» از مهم‌ترین سرفصل‌های اصلاحات اقتصادی رائول كاسترو است. به گفته خودش بخش كشاورزی با سیستم فعلی به اندازه كافی مواد غذایی تولید نمی‌كند و به هر طریق ممكن (یعنی اعطای زمین بیشتر به كشاورزان خصوصی) باید عملكرد آن را بهبود بخشید. در مارس 2008 اصلاحات فراگیر كشاورزی آغاز شد. حالا چهار سال از آن زمان می‌گذرد. تنها می‌دانیم در می‌2010 بدترین برداشت محصول نیشكر از 1905 به این سو رقم خورد و در سپتامبر 2011 وزارت نیشكر از دولت حذف شد تا نشان دهد این محصول نمادینِ كوبا تا چه حد از اوج خود افول كرده است.

شرق