تبلیغات
مرجع مقالات دیپلماتیک - موانع مردم سالاری مصر دردوره حسنی مبارک

دوشنبه 8 خرداد 1391

موانع مردم سالاری مصر دردوره حسنی مبارک

   تهیه کننده: سعید عزیزی    

تاریخ سیاسی، موقعیت جغرافیایی ،ویژگیهای جمعیت شناختی ،فرهنگ سیاسی وساختارهای اقتصادی وسیاسی کشورمصر به گونه ای درتحدید استقرار مردم سالاری نقش برجسته ای ایفا کرده انددرواقع زیرساختهای اقتصادی –اجتماعی وسیاسی کشورمصرنه تنها باحاکمیت یک نظام مردم سالار منافات دارندبلکه استقرار مردم سالاری در این کشور باچالشهای جدی دیگر درسطح منطقه مثل فرهنگ سیاسی حاکم برجهان عرب وتضاد درمیان دولتهای منطقه نیزمواجه هست.مصرازجمله قدرتمندترین کشورهای جهان عرب درشمال افریقا پیوسته نقش برجسته وحساسی را در فرهنگ سیاسی حاکم برجهان عرب داشته است .درهیچ یک ازادوارتاریخی مصر یک کوشش جدی توسط دولتمردان برای پایه گذاری یک جامعه مردم سالار واقعی اعمال نشده است.

 

* این مقاله توسط آقای محمد حقیقی برای پارس دیپلماسی ارسال شده است.

کشور مصر با جمعیتی بیش از 80میلیون نفردارای 90درصد جمعیت ازمسلمانان سنی مذهب و9درصد ازقبطیان است ویک درصد سایر را پیروان فرق وادیان دیگر تشکیل می دهند 4/71 درصد جمعیت مصر را افراد باسواد و43 درصد مردم این کشورشهرنشین هستند که در سالهای اخیر این رقم مستمرا درحال افزایش بوده است

تاریخ سیاسی، موقعیت جغرافیایی ،ویژگیهای جمعیت شناختی ،فرهنگ سیاسی وساختارهای اقتصادی وسیاسی کشورمصر به گونه ای درتحدید استقرار مردم سالاری نقش برجسته ای ایفا کرده انددرواقع زیرساختهای اقتصادی –اجتماعی وسیاسی کشورمصرنه تنها باحاکمیت یک نظام مردم سالار منافات دارندبلکه استقرار مردم سالاری در این کشور باچالشهای جدی دیگر درسطح منطقه مثل فرهنگ سیاسی حاکم برجهان عرب وتضاد درمیان دولتهای منطقه نیزمواجه هست.مصرازجمله قدرتمندترین کشورهای جهان عرب درشمال افریقا پیوسته نقش برجسته وحساسی را در فرهنگ سیاسی حاکم برجهان عرب داشته است .درهیچ یک ازادوارتاریخی مصر یک کوشش جدی توسط دولتمردان برای پایه گذاری یک جامعه مردم سالار واقعی اعمال نشده است.

.کشورمصر دراستقرارنظام مردم سالار با موانع بسیار دیگری مواجه است موانعی که از یکسو ریشه درشرایط اجتماعی –سیاسی این کور دارد واز سوی دیگر حاصل شرایطی است که بر کشور های خاور میانه به صوزت عام وبرممالک عربی به صورت خاص حاکم است.نبود ظبقه متوسط کارامد وافکار عمومی اگاه ،ضعف فرهنگ سیاسی مرتبط با احزاب سیاسی فرهنگ سیاسی حاکم بر جهان عرب وسرانجام فقدان صلح ووجود تضاد شدید میان دولتها از موانع داخلی وخارجی استقرار مردم سالاری در کشور مصر می باشند .مهمترین این موانع را درموارد زیر می توان جمع بندی کرد.

1.نبود ویا ضعف یک طبقه متوسط قوی وکارامد

2.نبود افکار عمومی آگاه.

3.تاثیرات داخلی ناشی از تضادهای منطقه ای وبین المللی

 

ملت مصرپس از سه دهه حکمرانی اقتدارگرایانه حسنی مبارک وپس از ناامیدی ازکنارگذاشتن وی ازمجرای انتخابات ودرچهارچوب ساختار موجود باقیامی عمومی که تنها هجده روز لازم داشت تامبارک راازقدرت به زیر بکشد.استبداد وخود بزرگ بینی درطول تاریخ ازجمله آفات مستبدان وحکومت های استبدادی بوده است این ویژگی هادربلند مدت سبب نادیده گرفتن قدرت مردم وتحقیراراده ملی ازسوی رژیم می شود وزمینه های برخورد رابه شیوه های مختلف فراهم می سازد غرور وخود بزرگ بینی درتحرکات سیاسی سالهای اخیر رژیم مبارک کاملا مشهود بود برگزاری انتخابات پارلمانی 2010مصر وتخلفات اشکار وبی پرده رریم دراین انتخابات واقعیت غرور بیش از حد ونادیده گرفتن اراده ونظر ملت راازسوی این رژیم آشکار می سازد. حسنی مبارک سیاست آشتی ملی را در پیش گرفت از زمان حاکمیت مبارک چند انتخابات برگزار شده است اما در تمامی این انتخابات امکان رقابت آزاد وعادلانه برای سایر احزاب ومخالفان فراهم نشد حزب دولتی به سرکردگی مبارک با استفاده از تمامی امکانات دولتی واعمال نفوذ درجریان انتخابات معمولا تنها حزب پیروز انتخابات بوده است به گونه ای که در آخرین مورد 6/18 میلیون نفر از شهروندان در انتخابات ملی شرکت کردند و97/93 درصد رای دهندگان حسنی مبارک را برای چهارمین دوره برای یک مدت شش ساله به عنوان ریاست جمهور انتخاب کردند اما نکته جالب توجه اینست که همانند انتخابات قبلی درعرصه رقابت انتخاباتی هیچ رقیبی برای مبارک وجود نداشت .هنگامی که رژیمی اقتدارگرا با بحرانی مواجه می شود اغلب به دلیل فقدان سازوکارهای نهادین برای رفع بحران به روشهای منطقی برای گریز ازآن دست می زند امری که از یکسو بحران راصرفا به تعویق می اندازد واز سوی دیگر رژیم حاکم را از طریق پیچیده تر ودشوارکردن حل وفصل بحران ویا بحران های آینده تضعیف می کند.مصر در دهه گذشته از جمله بحران خیزترین کشورهای خاورمیانه بوده است .بحران های سیاسی درکنار بحران اقتصادی ریشه دار ونیز بحران اجتماعی ناشی از دگرگو نی های اقتصادی ونیز تنزل جایگاه منطقه ای آن جملگی بحران مشروعیت داخلی رژیم حاکم بر این کشور را تشدید می کرد رژیم مبارک درطول سه دهه نشان داد که نه تنها توان ویاتمایلی به مرتفع ساختن بحران های متراکم داخلی ندارد بلکه با عملکرد ضعیف در عرصه مدیریت بحران به تعمیق این بحران ها کمک می کند. رژیم مبارک در دو دهه 1980و 1990سرکوب وپسرفت دموکراسی رارا با بهانه مبارزه با ناامنی ها ی داخلی ناشی از مبارزه مسلحانه گروههای رادیکال توجیه می کرد.رژیم مبارک هیچ گاه فعالیت مستقلانه احزاب رابرنمی تابید وهمواره از قدرت گیری آنها جلوگیری می کرد در نتیجه عملکرد رژیم درمصر احزاب سیاسی متعددی وجود دارند که پایگاه مردمی ندارند وبیشتر سبیه باشگاههای سیاسی هستند تاحزب به معنای متعارف آن. درواقع انتخابات وپارلمان دو میدان برای مبارزه ای نابرابر بین اپوزیسیونی ضعیف وحکومتی بود که تلاش می کرد از حرکت محدود به سمت دموکراسی دردرجه نخست به عنوان یک سوپاپ اطمینان بهره بگیرد تا از این طریق بر نارضایتی فائق آید. ازجمله اقداماتی که حکومت حسنی مبارک انجام داد توزیع نامساوی ونامطلوب ثروت میان شهروندان بود که تضادهای طبقاتی راشدت بخشید توزیع ناعادلانه ثروت حاصل از سیاست های لیبرال اقتصاد بود ونهایتا باعث ظهور جنبش های اسلامی شد وبحران مشروعیت را تقویت بخشید این بحران موجب نابسامانی وناامنی درنظام سیاسی شد به طوری که این نظام دیگر قادر نبود خواسته های عمومی وهمگانی راتامین کند .

دردهه سوم حکمرانی مبارک قاهره انجام اصلاحات اقتصادی نئولیبرال راادامه داد اصلاحاتی که نهادهای اقتصادی غرب را خشنود می کرد اما این اصلاحات اکثریت قاطع مصری ها را زمانی دربرگرفت که فقر در حال رشد بود وزیرساخت ها ویران شده بود درحقیقت مشکلی را که امپریالیسم اروپا بر سر راه توسعه ونوسازی جامعه مصر ایجاد کرد ،ممانعت از شکل گیری توسعه اقتصادی طبیعی درقالب سرمایه داری وجلوگیری از شکل گیری طبقه کارگر دربرابر ساختار سنتی پدرسالارانه بود که همزمان با آن وابستگی اقتصادی واعمال الگوهای فرهنگی اروپا مشکل را دوچندان وبرنامه نوسازی را منتهی به شکست کرد بدین ترتیب آنچه که محصول نوسازی شکست خورده به سبک غربی بود ظهور بحران های متعدد اجتماعی بود ازجمله درمصر کم رنگ شدن ارزش های اجتماعی وعقاید اسلامی که در پی سیاست غربگرایانه پیگیری شده بود بحرانی فرهنگی را در پی داشت که نهایتا این بحران ها باعث تقویت جنبش های بنیاد گرایی می شود که تمایلی به نظام دموکراسی وسازگاری با دولت حاکم ندارد.

.پیشبرد آزاد سازی اقتصادی درجوامع فاقد نظام نظارت وموازنه ها به گسترش فساد درحکومت می انجامدمصر از این قاعده مستثنی نیست درواقع مشکل اساسی مصر ضعف وعدم توجه به توسعه سیاسی درعین پیشبرد توسعه اقتصادی است.اواخر حکومت حسنی مبارک عملکرد اقتصادی دولت بشدت مورد انتقاد گرفت وبحث هایی را در پارلمان این کشور مطرح کرده بود دراین زمینه عملکرد ضعیف مدیریتی دولت ،فرایندهای جمع آوری مالیات وغرامت ها وحسابرسی نادرست از یارانه های دولتی ،اختلال دربازار داخلی ، تورم بالا وهدر رفتن سرمایه اقتصادی این کشوررا موجب شد.وضعیت اقتصادی درحالی مصری ها راتحت فشارقرار می داد که این کشور همچون سایرکشورهای عربی با جهش جمعیت جوان روبرو بود این جوانان ازعرصه های اقتصادی وسیاسی طرد شده بودند وابزارها وتکنولوژی های نوین ارتباطی توان گذار ازقید وبند های رژیم های عربی بر آزادی بیان وسازماندهی رابه آنها داد تاثیر رسانه ها درارتباط گیری وسامان دهی جوانان درتحولات مصر تاحدی بود که برخی سخن از شکست مبارک توسط فیس بوک میگفتند مشکل اساسی دیگر رژیم مبارک پس از وقوع حوادث ضعف موسسات نهادینه شده نظام برای همگامی باتحولات وخواسته های نوین بود امری که ریشه در30سال حکومت دروضعیت فوق العاده داشت این ضعف های رزیم مصر درروزهای اوج گیری بحران به خوبی نمایان بود رژیم که از سی سال گذشته با این سطح از بحران روبرو نشده بود به سرعت کنترل اوضاع را از دست داد شیوه ضعف مدیریت بحران آشکارا ازضعف نهادینگی سازوکارهای تصمیم گیری وفقدان پویایی درانطباق با تحولات ناشی می شود همچنین رژیم سازوکارهای بازخوردی جامعه را تخریب کرده بود درچنین شرایطی اعتراضات اصلاحی درمدت زمان کوتاهی به اعتراضات انقلابی تبدیل شد.

نتیجه:

درادبیات نظری انقلاب ها وجنبش های اجتماعی تاکید بر این است که جنبش های اجتماعی وانقلاب ها ریشه های ساختاری وتاریخی درازمدت دارند نه ریشه درصرف نارضایتی های کوتاه مدت. از سوی دیگر تحلیل گران براین نظرند که تنها با وجود شرایط ونارضایتی های ریشه دار انقلاب رخ نمی دهد لذا نیاز به ایجاد فرصت های سیاسی شتاب زای مساعد داخلی وخارجی است که عبارتند از :شکاف درنخبگان حاکم، کاهش جدی طرفداران رژیم ،بحران شدید اقتصادی وتشدید بحران کارامدی ومشروعیت رژیم که در زمان حسنی مبارک افشای ابعاد جدی فساد سیاسی واقتصادی مقامات حکومتی وبالتبع آن بحران مشروعیت که ریشه در چند دهه استمرار اقتدارگرایی داشت زمینه سقوط حکومت حسنی مبارک را فراهم کرد.  مبارک واطرافیانش دارای رانتهای کلان اقتصادی بودند. بازتوزیع درآمد درمصر به شکلی کاملا ناعادلانه صورت می گرفت .دربخش عمده این سه دهه ،حکومت وی آمیزه ای از اقتدارگرایی وسرکوب ،تکیه بر نهاد های صوری دموکراتیک وایجاد محدودیت های زیاد برای اپوزسیون ونهاد های مدنی بود.

 

** وب سایت پارس دیپلماسی به منظور احترام به ارسال كنندگان ، مقالات را بدون هیچگونه تغییری منتشر مینماید و مسوولیت حقوقی مطالب به عهده نویسنده می باشد.