تبلیغات
مرجع مقالات دیپلماتیک - تاثیر افکار عمومی در تحولات کشورهای عربی

سه شنبه 6 تیر 1391

تاثیر افکار عمومی در تحولات کشورهای عربی

   تهیه کننده: سعید عزیزی    موضوع :خاورمیانه ،

http://farhangi.um.ac.ir/portal/sites/default/files/images/bahar.jpg

آغاز تحولات در کشورهای عربی به دسامبر 2011،با خودسوزی محمد بوعزیزی در اعتراض به توقیف کالاهایش و تحقیری که یک مأمور زن شهرداری به او روا داشته بود،در تونس برمی گردد.نتیجه اعتراضات مردم در تونس ـ که تا 14 ژانویه 2011 ادامه داشت ـ کناره گیری بن علی رئیس جمهور وقت تونس از قدرت و به تبع آن شکل گیری دولتی دموکراتیک در این کشور بود.پس از انقلاب تونس،در مصر با الهام از رویدادهای تونس از ژانویه 2011 و با فراخوان تجمع اعتراضی گروه جوانان حامی دموکراسی به نام جنبش 6 آوریل در فیس بوک آغاز و تا 18 روز بعد،یعنی 11 فوریه و در پی استعفای حسنی مبارک ادامه یافت.


http://farhangi.um.ac.ir/portal/sites/default/files/images/bahar.jpg

آغاز تحولات در کشورهای عربی به دسامبر 2011،با خودسوزی محمد بوعزیزی در اعتراض به توقیف کالاهایش و تحقیری که یک مأمور زن شهرداری به او روا داشته بود،در تونس برمی گردد.نتیجه اعتراضات مردم در تونس ـ که تا 14 ژانویه 2011 ادامه داشت ـ کناره گیری بن علی رئیس جمهور وقت تونس از قدرت و به تبع آن شکل گیری دولتی دموکراتیک در این کشور بود.پس از انقلاب تونس،در مصر با الهام از رویدادهای تونس از ژانویه 2011 و با فراخوان تجمع اعتراضی گروه جوانان حامی دموکراسی به نام جنبش 6 آوریل در فیس بوک آغاز و تا 18 روز بعد،یعنی 11 فوریه و در پی استعفای حسنی مبارک ادامه یافت.

این تحولات پس از تونس و مصر در کشور های مختلف عربی اعم از لیبی،یمن،سوریه،الجزایر،مراکش،اردن،مغرب و حتی عربستان ـ به شکل اصلاحات و تغییر نظام سرایت یافت ـ و تاکنون ادامه دارد(پورسعید:1390،51).در تحلیل کارشناسان مسائل سیاسی و روابط بین الملل در رابطه با علل وقوع این تحولات دیدگاه های متفاوتی وجود دارد که در مجموع به اختلال در سه بعد اقتصادی،سیاسی و فرهنگی ـ اجتماعی این کشورها تأکید کرده اند.در بعد اقتصادی مهم ترین عامل را فقر و بیکاری مردم و در بعد سیاسی و فرهنگی به ترتیب اقتدار گرا بودن این حکومت ها و بی توجهی حاکمان آنها  به ارزش های اسلامی می دانند.

در این نوشتار به دنبال یافتن عوامل و ریشه های بوجود آورنده این تحولات نیستیم بلکه می خواهیم تأثیر بازتاب این عوامل را که به شکل گیری افکار عمومی ملت های عربی علیه کشورشان شد،بر  تحولات کشورهای عربی  بررسی کنیم؛یعنی تأثیر افکار عمومی در تحولات کشورهای عربی.

تعریف مد نظر از افکار عمومی در این نوشتار عبارتست از:مجموعه نگرش ها،ارزش ها و باورهای عموم  یا اکثریت مردم حول یک محور یا هدف خاص که به دو شیوه مسالمت آمیز و غیرمسالمت آمیز پیگیری،مطالبه و انعکاس می یابد.در دموکراسی ها افکار عمومی به طور مستقیم یا غیرمستقیم بر روی تصمیم گیری های هیأت حاکمه تأثیر می گذارد اما در نظام های اقتدارگرا اینگونه نیست(بشیریه:1386،409).به  دلیل همین اقتدارگرا بودن حکومت ها  در اکثر نظام های خاورمیانه  ـ تا پیش از تحولات اخیر ـ افکار عمومی جایگاهی برای مسئولین در تصمیم گیریها نداشت.افکار عمومی "صدای مردم " است که همیشه و همه جا به یک شیوه بازتاب نمی یابد و شکل گیری آن مستلزم ارتباطات و داد و ستد اطلاعات است.

حال به بررسی  تأثیر افکار عمومی بر تحولات برخی از کشورهای عربی ـ به طور مختصر ـ می پردازیم.

در مصر حسنی مبارک پس از چند روز از تظاهرات مردم و تحت فشار افکار عمومی مجبور شد دولت احمد نظیف،همه سران حزب حاکم انتصابی و فرزند و ولیعدش را برکنار کند و وعده دهد که در انتخابات ماه سپتامبر 2011 نامزد نشود ودر نهایت با تسلیم نشدن مردم از قدرت کناره گیری کند(عطوان،روزنامه القدس العربی).در واقع فشار افکار عمومی مردم مصر ـکه به صورت غیرمسالمت آمیز بروز یافته بود ـ باعث شد که حسنی مبارک در آغاز تن به دادن اصلاحات بزندو در نهایت هم از قدرت به طور کامل کناره گیری کند.در تونس هم بن علی تحت فشار مردم مجبور شد از قدرت کناره گیری کند.

در انقلاب لیبی،ملت این کشور با تأثیر پذیری از انقلاب های تونس و مصر بر خواسته های خود که سرنگونی رژیم حاکم بود پافشاری کردند؛اما انعطاف ناپذیری حاکم این کشور،معمر قذافی،در انجام اصلاحات  یا کناره گیری از قدرت و واکنش او نسبت به معترضین به صورت قتل و کشتار آنها،باعث شد تا بهانه لازم را  دست نیروهای ناتو برای حمله به این کشور بدهد. مردم لیبی با حمله "ناتو" به حکومت قذافی توانستند زودتر به هدف خود که براندازی رژیم معمر قذافی بود،برسند.در انقلاب لیبی اگرچه افکار برانگیخته مردم لیبی نتوانست ـ به طور مستقیم و بدون دخالت نیروهای خارجی ـ قذافی را به اصلاح ساختار یا کناره گیری از حکومت وادارد اما توجیه یا ابزاری برای حمله ناتو در سرنگونی معمر قذافی شد.چرا که به زعم نیروهای ناتو  قذافی در کشور لیبی حقوق این ملت را ضایع کرده و اقدامات او  مخالف اصل "حقوق بشر" و  "آزادی انسان ها" است .

در یمن و بحرین هم "افکار عمومی" مردم علیه حاکمانشان برای اصلاح یا سرنگونی شکل گرفت که هنوز هم ادامه دارد،اما بنا بدلایلی که در ادامه بیان خواهد شد ،ملت های این دو کشور تا به امروز نتوانسته اند به اهداف خود برسند.

در ژوئیه 2011 در بحرین پس از 5 ماه وضعیت امنیتی،سرکوب معترضان و اعمال خشونت،از روز دوم ژوئیه تماس هایی میان حاکمیت و برخی از معترضان در قالب گفتگوهای ملی برای وضعیت بحرانی آغاز شد.در این گفتگوها جنبش الوفاق،که مرکزیت گروه های اپوزیسیون محسوب می شد،شرکت کرد.اما ملک حمد پادشاه بحرین جدیت زیادی در ایجاد اصلاحات عمیق برای ملت بحرین از خود نشان نداد.عامل مهمی که مانع رسیدن مردم بحرین به اهدافشان شد و در واقع نگذاشت که خواسته های افکار عمومی اعمال شود،حمایت های قاطع حاکمان عربستان از حکومت  بحرین بود(فرازمند،1391).

در یمن هم به مانند بحرین اصلاحاتی در ساختار حکومتی بوجود نیامد؛دلیل اصلی آن را هم باید حمایت عربستان از حکومت این کشور و نفوذی که در ساختار اجتماعی و سیاسی این کشور داشته است،دانست.روابط استراتژیک عربستان و آمریکا هم باعث شده تا دست سعودی ها تا حدی برای سرکوب مردم یمن و بحرین بازگذاسته  شود.

اما از میان هشت کشور عربی که دارای نظام های سلطنتی موروثی هستند ـ بغیر از بحرین که ذکر آن گذشت ـ در مغرب ،اردن و حتی عربستان(که حافظ اصلی نظام های سلطنتی در کشورهای عربی شناخته شده است)تأثیر افکار عمومی را در تحولات این کشورها که به صورت اصلاحات سیاسی و اقتصادی  بروز یافته است،می توان مشاهده کرد.

در مغرب تحت فشار افکار عمومی و اعتراضات حاصل از آن،پادشاه این کشور،ملک محمد ششم،به اصلاحاتی دست زد.او روز اول ژوئیه،قانون  اساسی این کشور را که متضمن برپایی پادشاهی مشروطه بود،به رفراندوم گذاشت.طبق قانون اساسی جدید،مسئولیت امور اجرایی کشور به نخست وزیر منتخب واگذار می شود  و همچنین تکثر قومی و و نژادی به رسمیت شناخته شده است؛چرا که بخشی از مردم شمال این کشور بربر هستند و به زبان آمازیگی تکلم می کنند(فرازمند،1391).

اردن کشور پادشاهی دیگری است که تحت فشار مردم دست به اصلاحاتی ـ هر چند ناچیز ـ زد.اصلاحاتی که در سطح کارگزار باقی ماند و به سطح ساختار نظام فعلأ کشیده نشده است.پادشاه این کشور با جابجایی روسای دولت و عوض کردن آنها و همچنین دادن وعده ای مبنی بر اینکه طی سه سال آینده در جهت تشکیل پادشاهی مشروطه خواهد رفت،سعی در کسب رضایت مردم و آرام کردن افکار عمومی داشته است.

در کشور عربستان هم که خود حافظ سیستم نظام های سلطنتی در بین کشورهای عربی است،تحت فشار مردم اصلاحاتی ناچیز در سطح اقتصادی بوجود آمد.

اختصاص 37 میلیارد دلار از سوی شاه سعودی،عبدالله بن عبدالعزیز،برای کمک به دارندگان وام های مسکن،جوانان خواهان ازدواج،ایجاد برخی فرصت های شغلی،افزایش 15 درصدی حقوق کارمندان برای مقابله با گرانی از جمله اصلاحات اقتصادی است که در عربستان تحت تأثیر فشار مردم و افکار عمومی بوجود آمده است.گرچه معترضین به حکومت عربستان بیش تر به  دنبال اصلاحات سیاسی ـ اجتماعی مانند مشارکت در تعیین سرنوشت و داشتن دستگاه قضایی مستقل از دولت بوده اند(عطوان،روزنامه القدس العربی).

عربستان سعودی به عنوان بزرگترین و ثروتمندترین کشور پادشاهی عربی نسبت به خیزش های عربی و اوضاع جهان عرب نگاه ویژه ای دارد و آشکارا با گسترش مردم سالاری و فروپاشی نظام های عربی مخالفت می ورزد.رهبران این کشور با پناه دادن به دو حاکم عربی یعنی بن علی و علی عبدالله صالح و حمایت از مبارک و اعزام نیروهای نظامی به بحرین نشان دادند که بنای ایستادن در مقابل خواست اکثریت مردم در جهان عرب را دارند(فرازمند،1390).فتوای روحانیون این کشور مبنی بر حرام دانستن اعتراض و تظاهرات را هم باید در راستای همین  اهداف حاکمان کشور عربستان دانست.

عربستان قصد دارد نظام های پادشاهی عربی را در مقابل موج خیزش های مردمی کشورهای عربی حفظ کند و از توازن آنها برای هم افزایی و تکامل امنیتی و پرکردن شکاف های اقتصادی یکدیگر استفاده کند.از دیدگاه عربستان اگر نظام های پادشاهی به سرنوشت جمهوری های مادام العمر گرفتار شوند و یکی از پادشاهان سقوط کند،به سایر پادشاهی ها سرایت می کند.دلیل پیشنهاد عربستان به مغرب و اردن برای پیوستن به شورای همکاری خلیج فارس را هم باید در راستای همین هدف دانست(فرازمند،1391).

در جمع بندی مطالب این نوشتار می توان اینگونه بیان کرد که در تحولات کشورهای عربی،افکار عمومی ملت های این کشورها تأثیر بسزایی داشته است؛چنانچه رحماء عبدالباری عطوان،کارشناس مسائل مربوط به شبکه الجزیره در این رابطه بیان می دارد که " رژیم های عرب زیر فشار افکار عمومی تن به امتیاز دادند".

 

منابع:

·         بشیریه،حسین،آموزش دانش سیاسی،تهران:موسسه نگاه معاصر،1386؛

·         پورسعید،فرزاد،بررسی مقایسه ای انقلاب اسلامی ایران و انقلاب مصر،فصلنامه مطالعات راهبردی،1390؛

·         عطوان،رحما عبدالباری،روزنامه القدس العربی،چاپ لندن؛

·         فرزمند،محمد،دیپلماسی ایرانی،1391.


**ارسال اختصاصی مقاله برای پارس دیپلماسی از حسین کرمی نژاد دانشجوی کارشناسی ارشد رشته روابط بین الملل دانشگاه تربت مدرس تهران

مسئولیت محتوای مطالب با ارسال كننده می باشد.